راه های رسیدن به یک زندگی خلاق
27 نکته در مورد
اعتماد به نفس
1. من اين نکته را به کرات تکرار مي کنم که : زندگي ما محصول خرد و انديشه ماست .
2. هدفتان را در زندگي مشخص کنيد . آيا شما مي توانيد زندگي بدون هدف را معنا کنيد ؟
3. همه چيز از شما شروع مي شود ، پس ارزش و احترام خود را بدانيد و به وجود خود افتخار کنيد .
4. من الان هر که باشم و در هر موقعيت و شرايطي باشم ، واقعاً هر چه که بخواهم ، مي توانم همان باشم .
5. پله هاي نردبان زندگي را يکي پس از ديگري و با اعتماد به اين که به سلامت به انتهاي نردبان خواهيد رسيد ، طي کنيد .
6. شما مي توانيد به انساني کامل و واقعي تبديل شويد ، فقط بايد به خود کمک کنيد تا استعداهاي نهاني خود را از قوه به فعل درآوريد .
7. به طور کلي ، موفقيت بدون شکست معنايي ندارد . يعني شکست لازمه ي موفقيت است .
8. اشتباهات ، فرصت هاي بزرگي براي خودشناسي هستند ،اين فرصت ها رااز دست ندهيد .
9. از اين نکته آگاه باشيد که برخورداري از اعتماد به نفس ، تمامي نقص هاي جسماني را کامل مي کند .
10. هر چيزي را که در اين جهان فرض کنيد ، به جلو حرکت مي کند ، پس لزومي ندارد که شما به پشت سرتان نگاه کنيد.
11. شما هيچ گاه نمي توانيد همه را از خود راضي کنيد و يا اين که انتظارات همه را برآورده سازيد ،پس واقع گرا باشيد .
12. اظهار نظر کردن و سخن گفتن در جمع مانند ويتاميني است که در ساختمان اعتماد به نفس شما نقش حياتي ايفا مي کند .
13. اعتماد به نفس يعني اين که زماني که من مي توانم شاد باشم چرا به ناراحتي فکر کنم .
14. اعتماد به نفس به اين معناست که مثبت فکر کنيم و احساس هاي منفي را انکار کنيم . اعتماد به نفس يعني اعتراف به مشکلات و تلاش در حل آن ها . مثبت انديشي واقعي " بله " گفتن است ، حتي به مشکلات .
15. مردم عادي ، اميد و آرزو دارند ؛ افراد متکي به نفس ، هدف و برنامه ريزي .
16. اکثر ما دانشجويان ، اين چنين عمل مي کنيم : اول عمل و بعد اراده و در آخر ايمان ! ولي من مي گويم : اول ايمان و بعد اراده و در آخر عمل .
17. کساني که داراي اعتماد به نفس هستند ، بيشتر مورد اعتماد ديگران واقع مي شوند و موفق تر از ديگران عمل مي کنند چراکه رفتار آن ها حاکي از آرامش و اطمينان و تدبير است .
18. کليد اعتماد به نفس ، اين است که ابتدا تصميم بگيريد چه مي خواهيد و سپس براي رسيدن به خواسته ي خود طوري عمل کنيد که گويي امکان شکست وجود ندارد .
19. همه مي گويند : خواستن توانستن است . اما من مي گويم : توانستن همان خواستن است .
20. برخورداري از خصيصه ي اعتماد به نفس ، يکي از راه هاي بروز خلاقيت و ظرفيت هاي دروني و استعدادهاي ذاتي است .
21. آينده ؛ متعلق به کساني است که خواستار آن هستند . از همين امروز تصميم بگيريد هر چه را در زندگي آرزو داريد طلب کنيد .
22. اعتماد به نفس يک پديده ي اکتسابي است نه ذاتي و روش مناسبي براي تغيير شخصيت خود در جهت و مسيري مثبت .
23. هر کاري را که دوست داريد انجام دهيد وبا تمام وجود براي بهتر بودن در آن کار تلاش کنيد .
24. فرار کردن از مرز مشکلات ، فرار کردن از مرز توانايي هاست و اين حاکي از عدم اعتماد به نفس است و بس .
25. نداشتن اعتماد به نفس ، شما را تبديل به بدترين دشمنان خودتان مي کند ، پس از اين فکرها که " اگر من خوشگل تر بودن يا بامزه تر و محبوب تر بود م ... " بپرهيزيد .
26. نيروي توکل به خدا ، روحيه انسان را در برخورد با مشکلات تقويت مي کند .
27. و نبايد فراموش کرد که خواستن ، کوشيدن است و اراده ، گذرگاه عمل .
به اميد موفقيت همه ي دوستان
ساندويچ مغز
نقطه ي آغاز کارآفريني ، خلاقيت است . کارآفرين ، کسي است که به محيط خود از دريچه اي تازه نگاه مي کند . او به دنبال حل يک مشکل يا رفع نيازي در جامعه است و در اين راه با نگاهي موشکافانه ، ابهامات ، تاريکي ها و ناشناخته ها را يافته و روي آن ها تمرکز مي کند ؛ نگاهي که در نهايت ،منجر به ايجاد يک کسب و کار خواهد شد . چنين ذهنيت خلاقي از يک فکر باز نشأت مي گيرد . پس مي توان گفت تفکر ، جرقه اوليه ي شعله ي کارآفريني است .
از فرمايشات يک حکيم فرزانه !
خوب شايد فکر کنيد که اي بابا ! هر ايده اي که مي توانست بکر و نو باشه آدم هاي ديگه در سال ها و قرون گذشته به اون رسيدن و کليه مشکلات بشريت حل شده ( البته اين کليه با اون قلوه فرق فوکوله ! ) ولي من مي گم نچ ! يعني نه بالام جان ! همين دور و بر خودمون کلي مسأله ريز و درست هست که همين جور بلاتکليف و بدون راه حل موندن ومنتظرن که يکي حلشون کنه ! براي حل يه مسأله بايد بتوانيم ايده پردازي کنيم . شايد بگين ايده پردازيم کجا بود ؟!
اصلا کار سختي نيست . يه ايده مي تونه با يه کلمه سه حرفي کوچولو شروع بشه : چرا ؟ ( اين علامت سوال ، جزء اين سه حرف نيست ؛ بيخودي گيرندين ! ) اگه ابناء بشر ياد بگيرن که مثل دوره بچگي از خودشون و از ديگران بپرسن چرا فلان چيز بايد اين جوي باشه ؟ کم کم مي تونن راه حل ارائه بدن که خوب فلان چيز مي تونه اون جوي هم باشه ! گرفتين چي مي گم ؟ خوب حالا ما هم اين وسط چند تا سوال داريم ببينيم کسي مي تونه جوابشو پيدا کنه يا نه ؟!
چطوري مي شه فهميد که جوهر نامرئي تموم شده ؟
چرا وقتي بارون مياد پشم گوسفندها آب نمي ره ؟
وقتي يک آدم چند شخصيتي تهديد به خودکشي مي کنه ، مي شه گفت که گروگان گرفته ؟
آيا يک هارد ديسک پر ، سنگين تر از يک هارديسک خاليه ؟
اگه شنا کردن براي لاغر شدن خوبه ، چرا نهنگ ها لاغر نيستند ؟
چرا در هواپيماهاي مسافربري به مسافرها چتر نجات نمي دهند ؟
حالا که جعبه ي سياه هواپيما نابود شدني نيست . چرا تمام هواپيما رو از همون جنس نمي سازند ؟
چرا هويج ، نارنجي تر از نارنجه ؟
اگه امروز دماي هوا صفر درجه باشه و فردا دو برابر سرد بشه ، هواي فردا چند درجه است ؟
چرا وقتي به يکي بگي که آسمون چهارصد بيليارد ستاره داره حرفت روباور مي کنه ، اما اگه بگي روي اين صندلي نشين ! تازه رنگ شده ؛ بايد حتما خودش بهش دست بزنه ؟
چرا ليموناد حاوي جوهر ليموي مصنوعيه ، در حالي که توي بعضي از مارک هاي مايع ظرفشويي ، آبليموي واقعي هست ؟
مترادف کلمه ي مترادف چيه ؟
اگه زانوهاي آدم به عقب خم مي شد نه به جلو ، اون وقت صندلي ها چه شکلي بودند ؟
اگه به تفلون هيچ چيز نمي چسبه ، چطور ته ماهيتابه به تفلون مي چسبه ؟
چرا براي تزريق سم به يک اعدامي از سرنگ ضدعفوني شده استفاده مي کنند ؟
تابلوي ورود به چمن ممنوع رو چطور وسط چمن ها مي گذارند ؟
اگه در فرهنگ لغت اشتباه چاپي باشه ، از کجا مي شه فهميد درستش چيه ؟
چرا در تابوت رو با ميخ وچکش محکم مي کنند ؟
